لغت نامه دهخدا
پلاس انداختن. [ پ َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از پریشان ساختن و پراکنده کردن باشد. ( برهان قاطع ). پریشان و پراکنده ساختن. ( فرهنگ رشیدی ).
پلاس انداختن. [ پ َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از پریشان ساختن و پراکنده کردن باشد. ( برهان قاطع ). پریشان و پراکنده ساختن. ( فرهنگ رشیدی ).
( ~. اَ تَ )(مص م. ) ۱ - گستردن پلاس. ۲ - پریشان ساختن.
( مصدر ) ۱- گستردن پلاس. ۲- پریشان ساختن پراکنده کردن.
گستردن پلاس.
پریشان ساختن.