پرنورد

لغت نامه دهخدا

پرنورد. [ پ ُن َ وَ ] ( ص مرکب ) پرچین و پرشکنج. پرآژنگ. پرشکن.

فرهنگ عمید

پرچین، پرشکن.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پر چین پر آژنگ پر شکن.

باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز