لغت نامه دهخدا
پرمان بردار. [ پ َ ب ُ ] ( نف مرکب ) فرمانبردار. مطیع: اما چون فرمان خداوند برین جمله است پرمانبرداریم. ( تاریخ بیهقی ).
پرمان بردار. [ پ َ ب ُ ] ( نف مرکب ) فرمانبردار. مطیع: اما چون فرمان خداوند برین جمله است پرمانبرداریم. ( تاریخ بیهقی ).
( اسم ) فرمانبردار مطیع.