پرستارگی تصویر معنی پرستارگی لغت نامه دهخدا پرستارگی. [ پ َ رَ رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) خدمتکاری. ( فهرست شاهنامه ولف ). فرهنگ فارسی عمل پرستاره خدمتکاری. کلمات مرتبط پرطایفگی گل پرستی پاکجامگی پیرزادگی نگاه دارندگی گاویاری گزارش محتوای نامناسب