پرخج

پرخج

واژه «پرخج» در لغت‌نامه‌های کهن فارسی به صورت‌های مختلفی مانند «پرخچ»، «پرخش»، «فرخچ» و «فرخش» نیز آمده و در اصل یک واژه قدیمی با ریشه‌های متنوع آوایی است که در متون لغوی به یک مفهوم اصلی اشاره دارد. معنای اصلی این واژه در بیشتر منابع، بخش عقبی بدن چهارپایان مانند اسب، استر، خر و گاو است که همان ناحیه کفل و ساغر حیوان محسوب می‌شود. این بخش از بدن در حیوانات نقش مهمی در حرکت و ایستادن دارد و در زبان قدیم برای توصیف اندام حیوانات به کار می‌رفته است. در برخی منابع، این واژه با صورت‌های متفاوت آوایی ذکر شده که نشان‌دهنده تحول زبانی و تفاوت گویش‌ها در مناطق مختلف فارسی‌زبان است. واژه «پرخج» بیشتر در متون قدیمی و لغت‌نامه‌های سنتی دیده می‌شود و در زبان امروز کاربرد رایج ندارد. این اصطلاح در گذشته برای دقت در توصیف بدن حیوانات در امور دامداری و شناخت ویژگی‌های جسمی آن‌ها استفاده می‌شده است. برخی لغت‌نامه‌ها آن را معادل «کفل» یا بخش انتهایی پشت حیوان دانسته‌اند که محل اتصال ران‌هاست. در متون کهن، این واژه گاهی در کنار توصیف حیوانات باربر یا سواری به کار رفته تا وضعیت جسمی آن‌ها را دقیق‌تر بیان کند. تنوع صورت‌های این واژه مانند پرخش و فرخش نشان می‌دهد که در گذر زمان تغییرات آوایی و نگارشی زیادی پیدا کرده است. در مجموع، «پرخج» واژه‌ای قدیمی برای اشاره به بخش عقب بدن حیوانات چهارپا است که بیشتر در متون لغوی و ادبی کهن باقی مانده و امروزه کاربرد عملی ندارد.

لغت نامه دهخدا

پرخج. [ پ َ رَ ] ( اِ ) پرخچ. ( رشیدی ) ( برهان ). پرخش. ( اسدی ) ( جهانگیری )( رشیدی ). فرخچ. ( رشیدی ). فرخش. ( جهانگیری ) ( رشیدی ).فرخج. ( جهانگیری ). کفل و ساغری اسب و استر و خر و گاو و امثال آن باشد. ( برهان ). و رجوع به پرخش شود.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز