پراگننده تصویر معنی پراگننده مترادفها پراکنده، متفرق، پخشوپلا متضادها جمع، متمرکز لغت نامه دهخدا پراگننده.[ پ َ گ َ ن َ دَ / دِ ] ( نف ) رجوع به پراکننده شود. کلمات مرتبط پراکننده گزارش محتوای نامناسب