پراکنه
مترادفها
پراکنده، متفرق، پخشوپلا
متضادها
جمع، متمرکز
فرهنگستان زبان و ادب
{dispersion} [شیمی، مهندسی بسپار] سامانه ای دوفازی که فاز پراکندۀ آن به صورت ذرات کوچک در فاز پیوسته توزیع می شود
ویکی واژه
سامانهای دوفازی که فاز پراکندۀ آن بهصورت ذرات کوچک در فاز پیوسته توزیع میشود.