پرانداختن تصویر معنی پرانداختن مترادفها پرتاب کردن، پراکندن متضادها گرفتن، جمع کردن فرهنگ معین (پَ. اَ تَ ) (مص ل. ) کنایه از: نشاط کردن. ویکی واژه کنایه از: نشاط کردن. کلمات مرتبط پرافکندن اشاش پرگران کردن پرده انداختن کلاه برانداختن گزارش محتوای نامناسب