پخچی تصویر معنی پخچی مترادفها نگهبان، دیدبان، مراقب، پاسبان لغت نامه دهخدا پخچی. [ پ َ ] ( حامص ) پهن شدگی بینی و امثال آن. فرهنگ فارسی پهن شدگی بینی و غیره. کلمات مرتبط افط پهن بینی بینی پاک کردن کج بینی چفته بینی