پاناه
مترادفها
پناه، پناهگاه، ملاذ، مأمن
متضادها
بی پناهی، راندن
لغت نامه دهخدا
پاناه. [ ن ْ نا ] ( اِخ ) قصبه ای به هندوستان در 150 هزارگزی جنوب غربی اﷲآباد. نزدیک آن معدن الماس مشهوری است که بزمان اکبرشاه از آن سالی بقیمت دو میلیون و نیم فرانک الماس استخراج میکردند.