لغت نامه دهخدا
پالانیدن. [ دَ ] ( مص ) افزودن ؟: همچنانکه باغبان زردآلوی تلخ را می برد و بر جای آن قیسی شیرین بپالاند و افزون کند. ( معارف بهاءالدین ولد ). و در برهان پالاییدن بدین معنی آمده است.
|| فشردن. ( تتمه برهان ).
پالانیدن. [ دَ ] ( مص ) افزودن ؟: همچنانکه باغبان زردآلوی تلخ را می برد و بر جای آن قیسی شیرین بپالاند و افزون کند. ( معارف بهاءالدین ولد ). و در برهان پالاییدن بدین معنی آمده است.
|| فشردن. ( تتمه برهان ).
۱. فشردن.
۲. پالوده کردن.
۳. افزودن.