لغت نامه دهخدا
پاسخانه. [ ن َ /ن ِ ] ( اِ مرکب ) قراولخانه. جای پاسبان:
ز بختت آنکه اکنون وقت سرماست
جهان همواره چون بفسرده دریاست
کنون در دست سرمای زمانه
نشیند پاسبان در پاسخانه.
نباشد پاسبان بربام اکنون...( ویس و رامین ).
پاسخانه. [ ن َ /ن ِ ] ( اِ مرکب ) قراولخانه. جای پاسبان:
ز بختت آنکه اکنون وقت سرماست
جهان همواره چون بفسرده دریاست
کنون در دست سرمای زمانه
نشیند پاسبان در پاسخانه.
نباشد پاسبان بربام اکنون...( ویس و رامین ).
جای پاسبان، قراول خانه.
( اسم ) جای پاسبان قراولخانه.
قراولخانه جای پاسبان