پاره چین عکسی
مترادفها
برش عکس، برش تصویر
فرهنگستان زبان و ادب
{photomosaic, photographic mosaic, mosaic} [مهندسی نقشه برداری] تصویری یکپارچه که از کنار هم چیدن عکس های یک منطقه به دست می آید
برش عکس، برش تصویر
{photomosaic, photographic mosaic, mosaic} [مهندسی نقشه برداری] تصویری یکپارچه که از کنار هم چیدن عکس های یک منطقه به دست می آید