وهط

یکی از معانی این واژه «لاغری» و ناتوانی جسمی است و در این کاربرد، به شخص یا حالتی اشاره دارد که دچار ضعف بدنی، باریکی اندام یا کاهش نیرو شده باشد. معنای دیگر «وهط» به «گروه» یا «جماعت» مربوط می‌شود و در این حالت، واژه برای اشاره به جمعی از افراد یا دسته‌ای از مردم به کار می‌رفته است. همچنین در برخی منابع، این کلمه به معنای «بوستان» یا جایی پر از درخت عرفط آمده است؛ عرفط نوعی گیاه یا درخت بیابانی شناخته‌شده در سرزمین‌های عربی بوده و بنابراین «وهط» گاهی به سرزمینی پوشیده از این گیاهان اشاره داشته است. از دیگر معانی مهم این واژه، مفهوم «شکستن» است و در این کاربرد، به خرد کردن، درهم شکستن یا آسیب رساندن به چیزی دلالت می‌کند. در برخی توضیحات لغوی، «وهط» به معنای «سپردن به پای» نیز آمده که مفهوم آن می‌تواند انداختن چیزی زیر پا یا واگذاشتن آن به حرکت و فشار پا باشد. همچنین این واژه در معنای «نیزه زدن» و ضربه وارد کردن با نیزه نیز به کار رفته و به نوعی عمل جنگی یا حمله اشاره دارد. برخی فرهنگ‌ها نیز آن را به‌طور کلی به معنای «زدن» و وارد کردن ضربه دانسته‌اند که می‌تواند شامل هرگونه آسیب یا برخورد فیزیکی باشد. یکی دیگر از معانی مهم این واژه، «سست و ضعیف شدن» است و در این معنا، به کاهش توان، فروپاشی نیرو یا ناتوان شدن فرد یا چیزی اشاره دارد. در منابع قدیمی گفته شده که فعل این واژه از باب «ضرب» صرف می‌شود و این موضوع به ساختار دستوری و نحوه کاربرد آن در زبان عربی مربوط است.

لغت نامه دهخدا

وهط. [ وَ ] ( ع اِ ) لاغری. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || گروه. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). جماعت. ( اقرب الموارد ). || بوستان و عرفطستان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ما کثر من العرفط. ج، اوهاط. ( اقرب الموارد ). || ( مص ) شکستن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( تاج المصادر ). || سپردن به پای. || نیزه زدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || زدن. ( اقرب الموارد ). || سست و ضعیف شدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). و فعل آن از باب ضرب آید. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) ج ِ وَهْطة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به وهطة شود.