ولنگاری کردن
«ولنگاری کردن» یک فعل مرکب در زبان فارسی است. این واژه به معنای بیبندوبار بودن و پایبند نبودن به نظم و قواعد است. در کاربرد رایج، به هرزه بودن و رفتار ناپسند اجتماعی اشاره دارد. همچنین به معنای سهلانگاری کردن و جدی نگرفتن مسئولیتها به کار میرود. فردی که ولنگاری میکند، در کار و رفتار خود دقت و تعهد ندارد. این واژه گاهی برای توصیف ول بودن و رهاشدگی اخلاقی یا رفتاری استفاده میشود. در برخی کاربردها، «ولنگاری کردن» به معنای سخن بیهوده یا مزخرف گفتن نیز آمده است. به طور کلی، ولنگاری کردن یعنی بیقیدی، بینظمی و بیمسئولیتی در رفتار یا گفتار.
مترادفها
سستی، اهمال، شلختگی، بیخیالی
متضادها
رعایت کردن، انضباط داشتن، سختگیری کردن
لغت نامه دهخدا
ولنگاری کردن. [ وِ ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، هرزه بودن. ول بودن. ویلان بودن. || سهل انگاری کردن. بی بندوباری کردن.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱- هرزه بودن ول بودن ویلان بودن. ۲- سهل انگاری کردن بی بند و باری کردن. ۳- مزخرف گفتن.
جمله سازی با ولنگاری کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیریت باید از ولنگاری کردن در نظارت بر پروژههای ساختمانی خودداری کند، زیرا کوچکترین بیدقتی میتواند منجر به حوادث ناگوار و جبرانناپذیر شود.
💡 اگر در رعایت قوانین ایمنی در محیط کار ولنگاری کردن را شروع کنیم، سلامت و جان کارکنان را به خطر بسیار جدی انداختهایم.
💡 بسیاری از مشکلات اقتصادی ناشی از ولنگاری کردن در سیاستهای مالی و عدم مدیریت دقیق منابع در سالهای گذشته از جمله دلایل اصلی است.