وقف اشمام
«وقف اشمام» یکی از اصطلاحات علم تجوید قرآن است که به شیوهای خاص از ایستادن بر کلمه در هنگام قرائت اشاره دارد. در این نوع وقف، وقتی قاری به پایان یک کلمه میرسد، حرکت آخر آن را که معمولاً ضمه یا حالت رفع است، به سکون تبدیل میکند، اما در عین حال نشانهای از آن حرکت را بهصورت ظریف حفظ میکند. این نشانه به این صورت است که لبها بدون ایجاد هیچ صدایی، به حالت ضمه جمع میشوند، یعنی حالتی شبیه تلفظ «ُ» در لب دیده میشود، اما صدایی از آن خارج نمیگردد. به همین دلیل گفته میشود اشمام نوعی اشاره بیصدا به حرکت اصلی کلمه است. واژه «اشمام» در اصل به معنای «بویاندن» یا «اشاره کردن» است و در اینجا نیز به نوعی اشاره غیرشنیداری به حرکت کلمه دلالت دارد. این نوع وقف معمولاً در کلماتی به کار میرود که در حالت عادی مرفوع هستند، مانند واژههایی که به «ُ» ختم میشوند. هدف از این روش، حفظ نشانهای از اعراب اصلی کلمه در عین رعایت قواعد وقف است. وقف اشمام از نظر اجرا شبیه وقف سکون است، اما تفاوت آن در همین حرکت لبها بدون صداست. همچنین این نوع وقف با «رَوم» تفاوت دارد، زیرا در روم بخشی از صدا بهصورت خفیف شنیده میشود، اما در اشمام هیچ صدایی تولید نمیشود. در مجموع، وقف اشمام روشی دقیق و ظریف در قرائت قرآن است که به قاری کمک میکند هم قواعد وقف را رعایت کند و هم نشانهای از حالت اصلی کلمه را حفظ نماید.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] به تبدیل اعراب رفع به سکون، و به حالت ضمّه درآوردن لب ها بدون صوت، هنگام وقف، وقف اشمام گفته می شود.
« اشمام » در لغت یعنی بوییدن، و در اصطلاح تجوید، از کیفیات وقف است.این وقف همان وقف اسکان است؛ یعنی حرف متحرک آخر، هنگام وقف، ساکن می شود؛ ولی هنگام تلفظ، لب ها بدون صوت غنچه می شوند. (به حالت ضمه درمی آیند).
محل وقف
محل این وقف فقط در مرفوع است؛ مانند: علیم، رحیم، فیکون.
تفاوت رَوم و اشمام
رَوم و اشمام به هم شباهت دارند؛ ولی از بعضی نظرها متفاوتند؛ مثلاً «رَوم» به حروف آخر کلمه اختصاص دارد و هنگام وقف بر آن ها است؛ ولی اشمام وسط کلمه نیز جاری می شود؛ مانند: «... لاَ تَاْمَنَّا...».
عناوین مرتبط
...