ورگذار شدن
مترادفها
برگزار شدن
لغت نامه دهخدا
ورگذار شدن. [ وَ گ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) برگذار شدن. انجام یافتن. به پایان رسیدن.
فرهنگ فارسی
بر گذار شدن انجام یافتن
برگزار شدن
ورگذار شدن. [ وَ گ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) برگذار شدن. انجام یافتن. به پایان رسیدن.
بر گذار شدن انجام یافتن