ورچسوندن

واژه «ورچسوندن» در زبان فارسی یک فعل محاوره‌ای و عامیانه است که بیشتر در گفتارهای غیررسمی و در لهجه‌های محلی به کار می‌رود و معنای اصلی آن «قهر کردن» یا «دلخوری همراه با قطع ارتباط» است. این واژه معمولاً زمانی استفاده می‌شود که فردی از روی ناراحتی یا عصبانیت ارتباط خود را با دیگری قطع می‌کند و حالت قهر به خود می‌گیرد. در کاربردهای زبانی، «ورچسوندن» اغلب به جای فعل ساده «کردن» می‌آید و در ترکیب‌هایی مانند «قهر ورچسونده» به معنای «قهر کرده است» دیده می‌شود. این ساختار نشان می‌دهد که واژه بیشتر جنبه تأکیدی و محاوره‌ای دارد و برای بیان حالت احساسی شدیدتر به کار می‌رود. در برخی کاربردها، این واژه همراه با لحن انتقادی یا حتی تحقیرآمیز نیز استفاده می‌شود و نشان‌دهنده نوعی برخورد احساسی منفی در روابط میان افراد است. از نظر ساختاری، «ورچسوندن» از ریشه‌ای عامیانه گرفته شده و در زبان معیار رسمی کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. این واژه بیشتر در گفتار روزمره و محاوره‌ای مردم دیده می‌شود و بار ادبی یا رسمی ندارد. در واقع، کاربرد آن به جای واژه‌های رسمی مانند «قهر کردن» نوعی ساده‌سازی و بومی‌سازی زبان در گفتار عامیانه است. بنابراین «ورچسوندن» به معنای قهر کردن و قطع ارتباط از روی ناراحتی است که در زبان محاوره‌ای فارسی برای بیان حالت دلخوری و واکنش احساسی به کار می‌رود.

لغت نامه دهخدا

ورچسوندن. [ وَ چ ُ دَ ] ( مص مرکب ) ورچساندن. متعدی ورچسیدن. در مقام توهین و تحقیر به کار رود و فقطبا قهر به کار رود و گویند: قهر ورچسونده؛ قهر کرده. ( فرهنگ فارسی معین از فرهنگ عامیانه جمال زاده ).

فرهنگ معین

(وَ. چُ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) به جای فعل معین «کردن » در مقام توهین و تحقیر به کار می رود و فقط با قهر به کار رود، گویند: «قهر ورچسونده.» (قهر کرده ).

ویکی واژه

(عا.)