ورور زدن
مترادفها
گپ زدن، وراجی کردن، پرحرفی کردن
لغت نامه دهخدا
ورور زدن. [ وِرْوِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، غرزدن. || گریه کردن شدید کودک نوزاد. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - غرزدن. ۲ - گریه کردن شدید کودک نوزاد.
گپ زدن، وراجی کردن، پرحرفی کردن
ورور زدن. [ وِرْوِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، غرزدن. || گریه کردن شدید کودک نوزاد. ( فرهنگ فارسی معین ).
( مصدر ) ۱ - غرزدن. ۲ - گریه کردن شدید کودک نوزاد.