واژهٔ «وَرفان» در متون لغوی فارسی بهمعنای «شفیع» و «شفاعتکننده» آمده است. این واژه به شخصی اطلاق میشود که برای دیگری میانجیگری میکند و در پیشگاه صاحب قدرت یا مرجع داوری، درخواست بخشایش یا تخفیف در خطا و گناه او را مطرح میسازد. در منابع لغوی کهن همچون برهان قاطع، آنندراج و ناظمالاطباء این واژه با همین معنا ثبت شده و بهعنوان کسی معرفی شده است که برای دیگری طلب آمرزش میکند.
در توضیح دقیقتر، «ورفان» به فردی گفته میشود که در مقام میانجی، برای شخص خطاکار یا گناهکار درخواست عفو و بخشش میکند. چنین شخصی با بیان دلایل، خواهش یا وساطت خود میکوشد تا از شدت مجازات یا پیامدهای خطا بکاهد و رضایت صاحب اختیار را برای گذشت جلب کند. بنابراین، مفهوم این واژه با اندیشهٔ شفاعت و میانجیگری در فرهنگ و ادبیات فارسی پیوندی نزدیک دارد و در متون دینی، اخلاقی و ادبی نیز میتواند در همین معنا بهکار رود.
همچنین در حاشیهٔ کتاب برهان قاطع تصریح شده است که «ورفان» بهمعنای «شفیع» بوده است. این توضیح نشان میدهد که کاربرد این واژه در گذشته برای اشاره به شخصی بوده که در مقام واسطه و میانجی، درخواست آمرزش گناه یا بخشایش خطای دیگری را مطرح میکرده است. ازاینرو، «ورفان» را میتوان واژهای دانست که مفهوم وساطت در طلب بخشایش و گذشت را در خود جای داده و در فرهنگ لغوی فارسی با معنای شفاعت و میانجیگری شناخته میشود.