لغت نامه دهخدا
ورده کردن. [ ] ( مص مرکب ) چکه کردن سقف. ( یادداشت مؤلف ): وَکَف َ توکافاً؛ چکیدن سقف خانه از باران؛ یعنی ورده کردن. ( صراح ذیل وکف ).
ورده کردن. [ ] ( مص مرکب ) چکه کردن سقف. ( یادداشت مؤلف ): وَکَف َ توکافاً؛ چکیدن سقف خانه از باران؛ یعنی ورده کردن. ( صراح ذیل وکف ).
چکه کردن سقف و کیف تو کاف چکیدن سقف خانه از باران یعنی ورده کردن