وحمی

لغت نامه دهخدا

وحمی. [ وَ ما ] ( ع ص ) زن آبستن نیک آزمند به خوردن چیزی. ج، وِحام، وَحامی ̍. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
- امثال:
وحمی و لاحبل. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

زن آبستن نیک آزمند بخوردن چیزی. جمع وحام

استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز