وثبی

مترادف‌ها

جهشی، پرشی

لغت نامه دهخدا

وثبی. [ وَ ث َ با ] ( ع ص ) زن بسیار برجهنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گویند:فرس وثبی و ناقة وثبی؛ ای وثابة. ( اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران