واکشاده

لغت نامه دهخدا

واکشاده. [ ک ُدَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) باز. مفتوح. ( ناظم الاطباء ).
- واکشاده در سخن؛ آزاد در سخن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به واگشاده شود.
|| جای هموار. دشت. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با واکشاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شاعر در این بیت زیبا، با استفاده از واژه واکشاده، به معنای آشکار شدن حقیقت و برداشته شدن پرده‌های پنهان از چهره ماه اشاره کرده است.

💡 پس از گذشت سال‌ها، حقایق پنهان در پرونده قدیمی به صورت واکشاده در آمد و همه حقیقت در برابر چشم‌های خیره مردم آشکار شد.

💡 با واکشاده شدن رازهای قدیمی، بسیاری از سوءتفاهم‌ها میان اعضای آن خانواده برطرف شد و آرامش دوباره به فضای خانه بازگشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران