واپس باختن
مترادفها
شکست خوردن، از دست دادن
متضادها
پیروز شدن، بردن، به دست آوردن
لغت نامه دهخدا
واپس باختن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) قمار برده را باختن.
شکست خوردن، از دست دادن
پیروز شدن، بردن، به دست آوردن
واپس باختن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) قمار برده را باختن.