وارنگان

لغت نامه دهخدا

وارنگان. [ رَ ] ( اِخ ) مرکز سیاخ از ولایات مرکزی فارس است. این ولایت 12 قریه و 40000 تن سکنه دارد. ( از جغرافیای سیاسی ایران تألیف کیهان 235 ).

جمله سازی با وارنگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گارد وارنگان که از جنگجویان وفادار و قدرتمند تشکیل شده بود، وظیفه محافظت از امپراتور بیزانس را در دوران شکوه آن امپراتوری بر عهده داشت.

💡 تاریخ نشان می‌دهد که جنگجویان وارنگان از مناطق شمالی اروپا آمده بودند و مهارت‌های جنگی بسیار بالایی در نبردهای پیچیده داشتند.

💡 در بسیاری از متون تاریخی، نقش تاثیرگذار قبایل وارنگان در شکل‌گیری ساختارهای سیاسی در مناطق مختلف اروپا به خوبی مورد بحث قرار گرفته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران