وابنجان تصویر معنی وابنجان لغت نامه دهخدا وابنجان. [ ] ( اِخ ) ( دسکره ٔ... ) از دیه های وازکرود و قم. ( تاریخ قم ص 137 ). کلمات مرتبط با نازادان جرم الصرم ماخذاه شیدازیند سبذن گزارش محتوای نامناسب