وئیل
مترادفها
وای، افسوس
متضادها
سعادت، خوشبختی
لغت نامه دهخدا
وئیل. [ وَ ] ( ع ص ) وَئِل. وَیْل ٌ وَئیل، مبالغه است. ( از منتهی الارب ). وَیْل ٌ وَئیل؛ سختی بسیار. وَیْل ٌ وَئِل. ( ناظم الاطباء ). || ( مص ) وَاءْل. رجوع به وأل شود.
وای، افسوس
سعادت، خوشبختی
وئیل. [ وَ ] ( ع ص ) وَئِل. وَیْل ٌ وَئیل، مبالغه است. ( از منتهی الارب ). وَیْل ٌ وَئیل؛ سختی بسیار. وَیْل ٌ وَئِل. ( ناظم الاطباء ). || ( مص ) وَاءْل. رجوع به وأل شود.