هواجو

لغت نامه دهخدا

هواجو. [ هََ ]( نف مرکب ) کام جو. ( یادداشت بخط مؤلف ):
نگارا تا تو باشی مانده در راه
هواجوی تو باشد مانده در چاه.فخرالدین اسعد.رجوع به هواجوی شود.

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز