لغت نامه دهخدا
( هرمزدانیارآباد ) هرمزدانیارآباد. [ هَُ م َ ] ( اِخ ) از رستاق میلادجرد. ( تاریخ قم ص 115 ).
هرمزدانیارآباد. [هَُ م َ ] ( اِخ ) از دیه های ساوه. ( تاریخ قم ص 140 ).
( هرمزدانیارآباد ) هرمزدانیارآباد. [ هَُ م َ ] ( اِخ ) از رستاق میلادجرد. ( تاریخ قم ص 115 ).
هرمزدانیارآباد. [هَُ م َ ] ( اِخ ) از دیه های ساوه. ( تاریخ قم ص 140 ).