در یکی از معانی، «هرّاء» به نوباوه خرما یا میوه تازه و ابتدایی درخت خرما گفته میشود که هنوز در مراحل اولیه رشد قرار دارد و به نوعی محصول جوان نخل به شمار میرود. در برخی منابع لغوی، این واژه همچنین به درخت خرما یا بخشهایی از آن در مراحل خاص رشد نیز اطلاق شده است. در معنایی دیگر، «هرّاء» به سخن بسیار خطا، بینظم یا بیاساس گفته میشود؛ یعنی گفتاری که فاقد انسجام منطقی باشد یا ارزش علمی و محتوایی نداشته باشد. از همین رو، در کاربردهای ادبی و اخلاقی، این واژه گاه برای اشاره به سخنان بیهوده، فحش یا گفتار آشفته و بینظم نیز به کار رفته است. همچنین در برخی متون لغوی، «هرّاء» به فردی اطلاق شده که بسیار سخن میگوید اما گفتار او بیارزش و بیفایده است. در کنار این معانی، «هراء» نام یک مکان جغرافیایی نیز بوده و به روستایی در جنوب ایران در منطقه بستک و اطراف لار اطلاق شده است که دارای شرایط گرمسیر و جمعیت محدود بوده است. افزون بر این، در منابع تاریخی، «هراء» به عنوان لقب یکی از شخصیتهای علمی، یعنی ابومعاذ مسلم نحوی، ذکر شده که در حوزه علم نحو و تصریف در زبان عربی فعالیت داشته و از استادان علمای برجسته آن دوره بوده است. این تنوع معنایی نشان میدهد که واژه «هراء» هم در حوزه طبیعت، هم در زبان و هم در نامهای خاص کاربرد داشته و دارای گستره معنایی قابل توجهی در متون کهن است.
هراء
لغت نامه دهخدا
هراء. [ هَِ ] ( ع اِ ) نوباوه خرما. نوباوه خرما درخت. ( منتهی الارب ). فسیل النخل. ( اقرب الموارد ). || ( اِخ ) نام دیوی که موکل خوابهای زشت است. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
هراء. [ هََ ] ( ع ص، اِ ) سخن بسیار خطا یا زشت. ( منتهی الارب ). سخن بسیار یا سخن فاسد که نظام ندارد. ( اقرب الموارد ). || فحش. || سخن تباه ناآراسته. ( منتهی الارب ). || مردبسیارسخن بیهوده گوی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
هراء. [ هَِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان لزان بخش بستک شهرستان لار واقع در 96 هزارگزی جنوب خاوری بستک و در ساحل جنوبی رود آسو. جایی گرمسیر و کوهستانی و دارای 60 تن سکنه است. محصول عمده اش غله، خرما و تنباکو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
هراء. [ هََ رْ را ] ( اِخ ) لقب ابومعاذ مسلم نحوی است که استاد کسائی و علم تصریف از وضع اوست. ( منتهی الارب ). رجوع به معاذ هراء شود.