لغت نامه دهخدا
هار شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به بیماری هاری مبتلا گشتن. || در تداول، مغرور و سرمست گردیدن. کجرفتار شدن بر اثر ازدیاد مال و قدرت و از این قبیل. || سخت معجب و خویشتن ناشناس شدن.
هار شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به بیماری هاری مبتلا گشتن. || در تداول، مغرور و سرمست گردیدن. کجرفتار شدن بر اثر ازدیاد مال و قدرت و از این قبیل. || سخت معجب و خویشتن ناشناس شدن.
(شُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - به بیماری هاری دچار شدن. ۲ - (عا. ) (کن. ) مغرور و سرمست شدن بر اثر افزونی مال و قدرت.
(مصدر ) ۱- به بیماری هاری دچارشدن. ۲- مغرور و سر مست شدن بر اثر فزونی مال و قدرت.
به بیماری هاری دچار شدن.
مغرور و سرمست شدن بر اثر افزونی مال و قدرت.