نیم ملا
مترادفها
نیمملا، ریاکار
لغت نامه دهخدا
نیم ملا. [م ُل ْ لا ] ( ص مرکب ) که در علم به کمال نرسیده است.
- امثال:
نیم طبیب بلای جان، نیم ملا بلای ایمان. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
که در علم به کمال نرسیده است.
نیمملا، ریاکار
نیم ملا. [م ُل ْ لا ] ( ص مرکب ) که در علم به کمال نرسیده است.
- امثال:
نیم طبیب بلای جان، نیم ملا بلای ایمان. ( یادداشت مؤلف ).
که در علم به کمال نرسیده است.