نوکرم

مترادف‌ها

خدمتکار، غلام، بنده

متضادها

اربابم، سرورم، مالکم

لغت نامه دهخدا

نوکرم. [ ن َ / نُو ک َ رَ ] ( ص مرکب ) که تازه بخشندگی را آغاز کرده است. مجازاً که تازه بمنصب رسیده است.

فرهنگ فارسی

که تازه بخشندگی را آغاز کرده است ٠ مجازا که تازه بمنصب رسیده است ٠

کلمات مرتبط