نوزبان

مترادف‌ها

نوزاد، شیرخوار

متضادها

پیر، کهنسال، بزرگسال

لغت نامه دهخدا

نوزبان. [ ن َ / نُو زَ ] ( ص مرکب ) بچه که تازه زبان باز کرده است.کودک که تازه به زبان آمده است. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

بچه که تازه زبان باز کرده است. کودک که تازه به زبان آمده است.

کلمات مرتبط