نوحیدن

متضادها

سکوت کردن

لغت نامه دهخدا

نوحیدن. [ ن َ / نُو دَ ] ( مص جعلی ) ماتم و شیون کردن. ( آنندراج ). گریه کردن. زاری نمودن. ( ناظم الاطباء ). مصدر جعلی ( از: نوحه + َیدن ) مستعمل نیست.

جمله سازی با نوحیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با طلوع خورشید، صدای نوحیدن پرندگان در میان شاخه‌های درختان کهنه باغ، آرامش عجیبی را به قلب تمام ساکنان این روستای کوچک می‌بخشد.

💡 در آن صبحگاه آرام، شنیدن صدای نوحیدن بلبل‌ها در میان گل‌های رز، تجربه‌ای بسیار دلنشین برای گردشگرانی بود که به باغستان آمده بودند.

💡 شاعر در اشعار خود از نوحیدن مرغان در کنار رودخانه سخن گفته بود تا زیبایی‌های بی‌کران طبیعت را به خوانندگان خود تداعی کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران