لغت نامه دهخدا
نیاح. ( ع مص ) گریه و ماتم نمودن زن به آواز بلند بر شوی. ( از منتهی الارب ). نوح. نواح. نیاحة. مناح. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به نَوح شود. || ( اِ ) گریه. زاری. شیون. ( فرهنگ فارسی معین ).
نیاح. ( ع مص ) گریه و ماتم نمودن زن به آواز بلند بر شوی. ( از منتهی الارب ). نوح. نواح. نیاحة. مناح. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به نَوح شود. || ( اِ ) گریه. زاری. شیون. ( فرهنگ فارسی معین ).
[ ع. ] ۱ - (مص ل. ) گریه و زاری کردن، شیون کردن بر مرگ کسی. ۲ - (اِمص. ) گریه و زاری، شیون.
(مصدر ) ۱- گریه و زاری کردن شیون کردن بر مرگ کسی. ۲ - ( اسم ) گریه و زاری شیون.
گریه و زاری کردن، شیون کردن بر مرگ کسی.
گریه و زاری، شیون.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگفتمش که بلی لیک هم مگیر مرا نیاحتی که کنم وفق نوحه اغیار
💡 جاوید شود عمر بدین کاس صبوحی ایمن شود از مرگ و ز افغان نیاحی