نمونه برداری سامانمند

مترادف‌ها

نمونه‌برداری منظم، نمونه‌برداری سیستماتیک

متضادها

نمونه برداری بی‌نظام، نمونه برداری تصادفی

فرهنگستان زبان و ادب

{systematic sampling} [باستان شناسی] نوعی نمونه برداری مبتنی بر احتمالات که از واحدهای نمونه برداری مشابه و هم اندازه، به طور مثال با گزینش یک درمیان شبکه ها، استفاده می کند

جمله سازی با نمونه برداری سامانمند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 محققان برای دستیابی به نتایج دقیق‌تر در این پژوهش علمی، از روش نمونه برداری سامانمند استفاده کردند تا تمام بخش‌های جامعه آماری به طور مساوی پوشش داده شوند.

💡 در پروژه‌های مهندسی بزرگ، انجام نمونه برداری سامانمند بر روی قطعات تولیدی باعث می‌شود که نقص‌های احتمالی در هر مرحله از خط تولید به دقت شناسایی گردند.

💡 برای بررسی کیفیت آب در طول رودخانه، متخصصان محیط زیست با بهره‌گیری از نمونه برداری سامانمند، در فواصل زمانی و مکانی مشخص، مقادیر آلاینده‌ها را ثبت کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران