نقطۀ تنها
متضادها
نقطۀ چندگانه
فرهنگستان زبان و ادب
{isolated point} [ریاضی] نقطه ای از یک زیرمجموعه در یک فضای توپولوژیک، که یک همسایگی از آن نقطه وجود داشته باشد که غیر از آن نقطه، هیچ نقطۀ دیگری از آن مجموعه را شامل نشود
جمله سازی با نقطۀ تنها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در میان این جنگل انبوه و تاریک، آن کلبه کوچک تنها نقطۀ تنها و امیدبخش برای مسافران گمگشته در مسیر بود.
💡 او در میان این جمعیت پرهیاهو، خود را مانند یک نقطۀ تنها و جدا افتاده از جامعه احساس میکرد که کسی او را نمیفهمد.
💡 این دادهی آماری در نمودار، به عنوان یک نقطۀ تنها و پرت ظاهر شد که با روند کلی سایر دادهها تفاوت زیادی داشت.