نقاشخانه
مترادفها
کارگاه نقاشی، آتلیه
لغت نامه دهخدا
نقاشخانه. [ ن َق ْ قان َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) کارگاه نقاشی. محل کار نقاش.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کارگاه نقاشی نگار خانه.
جمله سازی با نقاشخانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هنرمند جوان پس از اتمام تحصیلات خود، بلافاصله به دنبال اجاره کردن یک نقاشخانه کوچک در مرکز شهر برای شروع فعالیتهای هنری خود بود.
💡 در آن نقاشخانه قدیمی، بوی رنگ و روغن به مشام میرسید و آثار ماندگاری از اساتید بزرگ هنر کلاسیک در گوشه و کنار آن دیده میشد.
💡 برای یادگیری اصول صحیح ترکیببندی و نورپردازی، او ساعتها وقت خود را در نقاشخانه اختصاصی استادش به تمرین و مشاهده جزئیات میگذراند.