نقاب بربستن

مترادف‌ها

چهره نمایان کردن، پرده برداشتن، آشکار کردن

متضادها

نقاب برداشتن، آشکار کردن، نمایان کردن، پرده برداشتن

لغت نامه دهخدا

نقاب بربستن. [ ن ِ ب َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) نقاب بر رخ زدن:
ز سر بنهاد شاخ گل به باغ آن تاج پر درش
به رخ بربست خورشید آن نقاب خز خلقانش.ناصرخسرو.پری روی از نظر غایب نگردد
وگر صد بار بربندد نقابی.سعدی.

فرهنگ فارسی

نقاب بر رخ زدن.