نغ نغ کردن

مترادف‌ها

پچ‌پچ کردن، زمزمه کردن، من‌من کردن

متضادها

سکوت کردن

لغت نامه دهخدا

نغنغ کردن. [ ن ِ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب )در تداول عامه، کوتاه کوتاه و بریده بریده زاری کردن کودک آنگاه که چیزی طلبد. ژکیدن. ( یادداشت مؤلف ).
- نغنغ کردن چشم؛ ضربان عین. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - بهانه جویی کردن. ۲ - غرغر کردن. توضیح این لغت اصلا در مورد بهانه گیری کودکان و سر و صدا کردن آنان بکار میرود اما آنرا بر سبیل توسع در مورد بهانه جویی زنان ومردان بزرگ سال و اظهار نارضایی از طرف آنها نیز استعمال میکنند.

جمله سازی با نغ نغ کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مادر همیشه سعی می‌کند با آرامش با فرزندش صحبت کند تا او مدام زیر لب نغ نغ نکند و با رفتارهای لجبازانه باعث ناراحتی دیگران نشود.

💡 وقتی مدیر شرکت شروع به نغ نغ کردن درباره جزئیات بسیار کوچک و بی‌اهمیت کار کرد، کارمندان احساس کردند که وقت مفید آن‌ها به شدت تلف شده است.

💡 او همیشه در جلسات مختلف شروع به نغ نغ کردن درباره مشکلات قدیمی می‌کند، در حالی که باید به جای شکایت، راه حلی برای آینده پیدا کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران