نعره برکشیدن
مترادفها
فریاد زدن، داد زدن، بانگ زدن
متضادها
سکوت کردن، آرام شدن
لغت نامه دهخدا
نعره برکشیدن. [ ن َ رَ / رِ ب َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد کردن. بانگ زدن:
سبک قارن رزم زن کآن بدید
چو شیر ژیان نعره ای برکشید.فردوسی.
فریاد زدن، داد زدن، بانگ زدن
سکوت کردن، آرام شدن
نعره برکشیدن. [ ن َ رَ / رِ ب َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد کردن. بانگ زدن:
سبک قارن رزم زن کآن بدید
چو شیر ژیان نعره ای برکشید.فردوسی.