«نظریۀ چرخۀ سلطه»، یکی از نظریههای مهم در علوم سیاسی و روابط بینالملل است که به بررسی الگوهای تکرارشوندهی قدرت در نظام جهانی میپردازد. این نظریه نخستینبار توسط «جورج مدلسکی» در دههی ۱۹۸۰ میلادی مطرح شد. بر اساس این دیدگاه، تاریخ نظام بینالملل از چرخههایی تشکیل شده که در هر چرخه، یک قدرت بزرگ یا «ابرقدرت» بر نظام جهانی مسلط میشود و پس از مدتی، بهتدریج جای خود را به قدرت دیگری میدهد. هر چرخۀ سلطه معمولاً حدود یک قرن طول میکشد و شامل مراحل ظهور، بلوغ، افول و جایگزینی قدرتهاست. نظریۀ چرخۀ سلطه تلاش میکند توضیح دهد چرا نظم جهانی همواره در حال تغییر است و چگونه جنگهای بزرگ، نوآوریهای فنی و تحولات اقتصادی این چرخهها را شکل میدهند. در این نظریه، کشورهایی مانند پرتغال، هلند، بریتانیا و ایالات متحده بهعنوان قدرتهای مسلط در چرخههای مختلف تاریخ شناخته میشوند. هدف نظریه، درک الگوی بلندمدت تحول قدرت جهانی است، نه پیشبینی رویدادهای کوتاهمدت سیاسی.
نظریۀ چرخۀ سلطه
فرهنگستان زبان و ادب
{long-cycle theory} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] نظریه ای که بر پایۀ آن تحولات نظام بین الملل الگویی مشخص و تکراری دارد به نحوی که پس از پایان یک دورۀ طولانی و فراگیرِ چیرگیِ یک قدرت بر بخش مهمی از جهان دوره ای دیگر آغاز می شود که معمولاً با جنگ همراه است