نظر برگرفتن
مترادفها
بازپسگیری نظر، عقبنشینی از دیدگاه
متضادها
نظر دادن، اعلام کردن
لغت نامه دهخدا
نظر برگرفتن. [ ن َ ظَ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) چشم برداشتن. نگاه نکردن. چشم پوشیدن:
نظر از تو برنگیرم همه عمر تا بمیرم
که تو در دلم نشستی و سرمقام داری.سعدی.تو هم این مگوی سعدی که نظر گناه باشد
گنه است بر گرفتن نظر از چنین جمالی.سعدی.
فرهنگ فارسی
چشم برداشتن ٠ نگاه نکردن ٠ چشم پوشیدن٠