نشوب
مترادفها
آشوب، شورش، بالا گرفتن، اوج گرفتن
متضادها
آرامش، فروکش، فرونشستن
لغت نامه دهخدا
نشوب. [ ن ُ ] ( ع مص ) بسته شدن و درآویختن. ( آنندراج ). بسته شدن در چیزی. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). نشب. ( منتهی الارب ). رجوع به نَشب شود. || ( اِ ) ج ِ نَشَب. رجوع به نَشَب شود.