نشوب

مترادف‌ها

آشوب، شورش، بالا گرفتن، اوج گرفتن

متضادها

آرامش، فروکش، فرونشستن

لغت نامه دهخدا

نشوب. [ ن ُ ] ( ع مص ) بسته شدن و درآویختن. ( آنندراج ). بسته شدن در چیزی. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). نشب. ( منتهی الارب ). رجوع به نَشب شود. || ( اِ ) ج ِ نَشَب. رجوع به نَشَب شود.

جمله سازی با نشوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با افزایش تنش‌های سیاسی و اقتصادی در منطقه، کارشناسان نگران وقوع ناگهانی نشوب جنگ‌های بزرگ و بی‌ثباتی‌های گسترده در کشورهای همسایه در آینده نزدیک هستند.

💡 شورش‌های اخیر در شهر بزرگ نشان داد که اگر مشکلات اجتماعی به درستی مدیریت نشوند، احتمال نشوب آشوب‌های گسترده و از کنترل خارج شدن اوضاع بسیار زیاد است.

💡 بر اثر بروز اختلافات شدید میان دو گروه، ناگهان نشوب یک نزاع فیزیکی در میان جمعیت رخ داد که باعث شد نظم عمومی در آن منطقه به هم بخورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران