نرمودن
لغت نامه دهخدا
نرمودن. [ ن َ دَ ] ( مص ) باد دادن. || حرکت کردن. نوسان نمودن. جنبان شدن. آمدوشد کردن در هوا. باد خوردن. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با نرمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای نرمودن گوشتهای سفت در آشپزی، بسیاری از افراد از استفاده از مواد اسیدی مانند آبلیمو یا سرکه در فرآیند پخت استفاده میکنند.
💡 خبازان حرفهای با استفاده از تکنیکهای خاص و زمان مناسب، سعی در نرمودن خمیر میکنند تا محصول نهایی بافتی بسیار لطیف و خوشخوراک داشته باشد.
💡 فرآیند گرم کردن قطعات فلزی در دمای بالا میتواند به نرمودن آنها کمک کند تا در مراحل بعدی تولید به راحتی تغییر شکل دهند.