نخمه

لغت نامه دهخدا

( نخمة ) نخمة. [ ن َ م َ ] ( ع اِ ) آب بینی و دماغ و سینه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نخامة. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || لطمة. ( المنجد ). || ( اِمص )حسن. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). خوبی. زیبائی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || شجاعت. ( المنجد ).
نخمة. [ ن ُ م َ ] ( ع اِ ) آب بینی و دماغ و سینه. ( ناظم الاطباء ) رجوع به نَخْمة شود.

جمله سازی با نخمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در تهیه انواع خوراک‌های سنتی و لذیذ، استفاده از نخمه‌های باکیفیت بسیار مهم است تا طعم و بافت اصلی غذا به درستی حفظ شود.

💡 مادربزرگ با دقت و مهارت فراوان، نخمه‌ها را از میان مواد دیگر جدا می‌کرد تا بهترین آن‌ها را برای پختن سوپ انتخاب نماید.

💡 این دستورالعمل آشپزی تأکید دارد که برای تهیه سالاد، حتماً باید از نخمه‌های تازه و درشت که کیفیت بالایی دارند استفاده کنید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران