ناپرهیزگاری
مترادفها
بیدینی، بیتقوایی، گناهکاری
متضادها
پرهیزگاری، تقوا، دینداری
لغت نامه دهخدا
ناپرهیزگاری. [ پ َ ] ( حامص مرکب ) عدم پارسائی. ( ناظم الاطباء ). فسق. فجور. ناپارسائی. بی عفتی. آلوده دامنی. || بی احتیاطی. عدم ملاحظه در حفظ تندرستی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ناپرهیزی شود.
جمله سازی با ناپرهیزگاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ناپرهیزگاری در رعایت اصول بهداشتی میتواند باعث گسترش سریع بیماریهای واگیردار در محیطهای شلوغ مانند مدارس و ادارات دولتی شود.
💡 برخی از متون قدیمی، ناپرهیزگاری را به عنوان اصلیترین عامل تباهی روح و جدایی انسان از مسیر حقیقت و کمال معرفی میکنند.
💡 عدم توجه به رژیم غذایی تجویز شده برای بیمار، نوعی ناپرهیزگاری در برابر دستورات پزشکی محسوب میشود که روند درمان را کند میکند.