ناهمواره

مترادف‌ها

نامنظم، غیریکنواخت، متغیر

متضادها

همواره، مداوم، پیوسته، مستمر

لغت نامه دهخدا

ناهمواره. [ هََ م ْ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) ناهموار. رجوع به ناهموار شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران